تبلیغات
عاشقانه ها : همه چیز از دریچه عشق - زنان در شاه‌نامه
 
ای عشق همه بهانه از توست ...

زنان در شاه‌نامه

نوشته شده توسط :مهرداد بهاری
دوشنبه 25 بهمن 1389-06:20 ق.ظ

زنان در شاهنامه
شــــاه‌نامه هست بی ‌اغراق قرآن عجم
رتبـه‌ی دانـای طـــوس رتبـه‌ای پیغمبری
گفت پـیغمبر که دارند اهل فـردوس برین
بـر زبان لفظ دری جــــای زبان مــــــادری
نی عجـب گر خازن فردوس فردوسی بود
کو بـود بی شبـــه رب‌النوع گفتـــــار دری
شاه‌نامه‌، کتاب ما‌، کتابی که کلمه به کلمه‌ی آن خرد هست و دانش‌. میراث گران‌بهایی که از پس قرن‌ها و گذشت دوران‌، امروزآینه‌ی اندیشه و فرهنگ ایران کهن هست. استاد بزرگ طوس‌، فردوسی  ستون زبان فارسی را هزار سال پیش از این بنا کرد و بعد از او همگان بر خوان او نشستند.
قرن‌هاست سخن از این اثر بزرگ می‌رود و مجال اندک ما اجازه‌ی بیان شکوه و ارزش‌های این کتاب مستطاب را نمی‌دهد .
اشاره‌ای داریم گذرا به زنان شاه‌نامه و نقش ایشان در ساختار کتاب.
فردوسی زن را با عالی‌ترین صفات ستوده و سروده است. او نسبت به همسر خود که در دوران طولانی نبرد برای تدوین شاه‌نامه یارو یاورش بوده، بارها ابراز عشق کرده و هر بارکه  فرصت یافته‌، همسر خود را ستوده است. (بقیه در ادامه مطلب)
زنان در شاهنامه
زنان نام‌دار شاه‌نامه چون «فرانک»، «رودابه»، «سیندخت»، «گرد‌آفرید»، «جریره»، «تهمینه» و دیگران هر یک نمونه‌ی برجسته‌ای از زیبایی، خردمندی و بزرگی و عفت‌اند. آن‌ها همه‌جا یارو یاور همسران خویش بوده و هر‌جا که ضرور باشد به تنهایی در میدان نبرد هستند.
فرانک، پس از مرگ شوی، مردانه در میدان نبرد علیه «ضحاک» پای می‌فشارد و تا پایان پیش می‌رود. هنگامی که لشگریان ایران از مقابله با «سهراب» می‌ترسند، گرد‌آفرید پیش می‌تازد. جریره پس از فرود «سیاوش»‌، دژ را به آتش می‌کشد، همه اسبان تازی را می‌کشد و سرانجام خودکشی می‌کند تا به‌دست دشمن نیفتد.
«کتایون»‌، کتایون خورشید‌رخ‌، خردمند و مهربان تا پایان در کنار پسر خود «اسفندیار» می‌ماند و با گشتاسب به‌خاطر خود‌کامگی و پستی‌اش مقابله می‌کند. سیندخت، مادر رودابه و همسر «مهراب»، در خردمندی و تدبیر بی‌همتاست. او همه‌کاره دربار است. اوست که با «سام» طرف می‌شود، با او به مذاکره می‌نشیند و همه امور را به درستی فیصله می‌دهد.
مهراب به شدت نگران و خشمگین است. می‌ترسد که سام و منوچهر به‌خاطر عشق رودابه و زال به کابل هجوم آورند. هر‌چه خشم دارد بر سر همسرش‌،  سیندخت می‌ریزد.
سیندخت زنی است مدیر و فداکار. او خشم شوهر را درک می‌کند و درد او را درد خود می‌داند.
سیندخت با این احساس نسبت به شوهر، از مهراب می‌خواهد که نگران نباشد و کار را به‌دست او بسپارد. مهراب می‌پذیرد. اختیار کار به‌دست سیندخت می‌دهد. سیندخت سوار اسب پیش سام می‌رود.
سام این فرستاده را- با آن‌که زن است- با کمی تامل می‌پذیرد. سیندخت با سام به گفت‌وگو می‌نشیند و نظر سام را به ضرورت حفظ صلح جلب می‌کند. سام هنوز نمی‌داند که این زن کیست و آن‌گاه که پی به حقیقت می‌برد به او محبت فراوان می‌کند.
رابطه پهلوانان با زنان چنین است. آن‌ها زن را صاحب شخصیت می‌شناسند. رستم در جنگ با اسفندیار نه فقط از پدران، بلکه از مادر خود رودابه نیز نام می‌برد و به ‌وجود او می‌بالد.
تردیدی نیست که در نظام دولتی ایران باستان جای زیادی برای زنان نبوده و آن‌ها نمی‌توانسته‌اند آزادانه به مقامات عالی برسند و این واقعیت در شاه‌نامه نیز منعکس شده و مقامات دولتی به‌طور عمده در دست مردان است. اما هر‌بار که فرصت آن بوده است که زنی برای دفاع از داد وارد میدان شود‌،  فردوسی از آن استقبال کرده است.
یکی از برجسته‌ترین خصوصیات زنان در  شاه‌نامه، آزادگی، وفاداری و فداکاری آن‌ها است. این نکته بسیار مهم است که در عشق‌های شاه‌نامه- هم در مورد عشق‌های شاهان و هم در مورد عشق‌های پهلوانان- زنان گام اول را بر می‌دارند. آن‌ها هستند که ابتدا عاشق می‌شوند و آن‌ها هستند که بی‌پروا و آشکار به محبوب مرد خود ابراز عشق می‌کنند. زنان عاشق شاه‌نامه کم‌ترین توجهی به ملاحظات و رسوم جامعه‌ای که فردوسی در آن می‌زیسته ندارند. شبانه بر بالین مرد محبوب خود می‌روند، ابراز عشق می‌کنند، خود را در اختیار او می‌گذارند. نهان از پدر و مادر مجلس بزم می‌آرایند، به هم‌راه مرد محبوب خود فرار می‌کنند و…
همین زنان در عین این‌که چنین بی‌پروا عشق می‌ورزند، آن‌چنان پاک، عفیف و بزرگ‌وارند که کم‌ترین جایی برای عیب‌جویی باقی نمی‌گذارند. آن‌ها به یک مرد، به مرد محبوب خود تا پایان وفا‌دارند.
از میان زنان شاه‌نامه تنها دو مورد از خیانت نسبت به شوهر دیده شده است: یکی «سودابه» که از روی هوس دل به سیاوش داد و بی‌پروا و بی‌ملاحظه پیش رفت و سیاوش بود که راه را بر خیانت بست، دیگری «گردیه» خواهر «بهرام چوبین» که همواره با او نا‌سازگار بود و در نقطه مقابلش قرار داشت و پس از مرگ بهرام زن دشمن خونی او، «گستهم» شد که دایی «خسروپرویز» است. گردیه به این شوهر نیز وفا‌دار نماند، با خسرو پرویز وارد معامله شد و به شرطی که در حرم‌سرای شاهی جای شایسته‌ای به او بدهند به گستهم زهر داد و او را کشت و خود را تسلیم خسرو کرد.
زنان عادى در روند روی‌دادهاى داستان‌هاى شاه‌نامه گاه‌گاه نقش‌آفرین هستند‌. در داستان «زال و رودابه» به زنى بر‌مى‌خوریم که میان‌جى عشق میان این دو دل‌داده است‌. این زن در هیت فروشنده‌ى گوهر و جامه از سوى زال به کاخ مهراب رفت‌و‌آمد مى‌کند و در یکى از همین آیند و روند‌هاست که سیندخت به وى بدگمان مى‌شود و سرانجام با اعتراف رودابه به عاشق‌شدن خویش به زال این زن را به‌عنوان میان‌جى خود و زال معرفى مى‌کند .
زن مکارى که به خواهش سودابه به دار و سقط‌جنین مى‌کند و دو کودک نا‌رسیده از او فرو مى‌افتد و سودابه آن دو را فرزند خود اعلام مى‌کند و نیرنگ سودابه را پنهان مى‌دارد.
آمیزش خردمندى و وقار با عواطف زنانه و مادرانه در شخصیت این زن به راستى تحسین‌برانگیز است. او در نهایت زیرکى و کاردانى کار عشق دختر خویش رودابه را با «زال»، جهان‌پهلوان‌زاده ایرانى به سامان مى‌آورد. زنى است چیره‌زبان و بر‌خوردار از توانایى در رام‌کردن شوى سرکش و آتشین مزاج خویش است.
وى شه‌بانوى استوار، مادر سزاوار است که گویی دانا زنى از روزگار ماست‌. گشاده‌نظر، بى‌ریا و پاک‌دل است و به دقایق رفتار با دیگران به خوبى آشناست. نمونه‌ى این آشنایى رفتن وى به فرستادگى مهراب به نزد سام است‌. سیندخت از این سفارت پیروزمندانه به کابل باز مى‌گردد و از سام پیمان مى‌گیرد که با کابلیان نستیزد و همسرى زال و رودابه را پذیرا شود.





نظرات() 


shelliefriedrich.hatenablog.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:02 ق.ظ
Hi there, I log on to your blog daily. Your writing style is awesome, keep up the good
work!
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 04:32 ق.ظ
you are really a good webmaster. The website loading
pace is incredible. It seems that you are doing any unique trick.
In addition, The contents are masterpiece. you've performed a wonderful process in this matter!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:16 ب.ظ
My relatives always say that I am killing my time here at net,
but I know I am getting knowledge all the time by reading such
good posts.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox